عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

617

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

140 من اهمل نفسه اهلكها : هر كه نفسش را واگذارد آن را تباه ساخته است . 141 من اكرم نفسه اهانته : هر كه نفسش را بزرگ شمارد خوارش داشته است . 142 من وثق بنفسه خانته : هر كه بنفس خود اطمينان پيدا كند با آن خيانت كرده است ( و يا اين كه نفس با وى خيانت مىكند ) . 143 من ساعى الدّنيا فاتته : هر كه براى دنيا بكوشد از دستش برود . 144 من قعد عن الدّنيا طلبته : هر كه از دنيا كنار كشد دنيا او را دنبال كند . 145 من غالب الأقدار غلبته : هر كه بخواهد با تقديرات در افتد تقدير بر او غلبه كند ( و نقشه‌اش را نقش بر آب كند ) . 146 من صارع الدّنيا صرعته : هر كه با دنيا كشتى گيرد دنيا بر زمينش زند . 147 من عصى الدّنيا اطاعته : هر كه نافرمانى دنيا كند دنيا فرمان بردارش شود . 148 من اعرض عن الدّنيا اتته : هر كه رخ از دنيا بر تابد دنيا روى بوى نمايد . 149 من حسن ظنهّ حسنت نيتّه : هر كه در بارهء خدا ) خوش گمان باشد نيّتش خوب مىشود . 150 من ساء ظنهّ سائت طويتّه : هر كه بدگمان باشد بد انديش گردد . 151 من صدق اصلح ديانته : هر كه راست بگويد دين خود را درست آراسته است . 152 من كذب افسد مروتّه : آنكه دروغ گويد مردانگى خود را از بين برده است . 153 من قنع حسنت عبادته : هر كه قناعت كند نيكو عبادت كند . 154 من اعتزل حسنت زهادته : هر كه خود را از دنيا كنار كشد زهدش نيكو گردد . 155 من نسى اللّه انساه نفسه : كسى كه خدا را از ياد ببرد خود را از ياد برده است ( چون نجاة انسان در آنست كه خدا را فراموش ننمايد ) . 156 من ساء خلقه عذّب نفسه : بد خلق خود را برنج و عذاب مى افكند . 157 من اطاع اللّه استنصر : آنكه خدا را اطاعت كند ( از خدا ) يارى جويد . 158 من ذكر اللّه استبصر : هر كه به ياد خدا باشد بينش يابد . 159 من اهمل نفسه فقد خسر : هر كه عنان